تبليغاتX
صندوقچه خاطرات من

صندوقچه خاطرات من

وقتی در تنهایی خودم قدم می زنم

خاطرات با تو بودن

آرامشم را بر هم می زند.

چه پریشانی لذت بخشی است ، دلتنگ

تو بودن...

دلم برای شنیدن صدایت تنگ شده.

برای دیدنت...

دیشب در خواب منتظر آمدنت بودم ،

اما به خوابم هم نیامدی و

درد انتظار را در

خواب هم حس کردم...

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/19ساعت19:53توسط هیرسا | |