|
از یکی خوشت میاد . اول بهش فرکانس میدی ... بعد سر صحبتو باز میکنی . بهش شماره میدی ... باهاش دوست میشی . صمیمی تر میشی ... ابراز علاقه و وابستگی میکنی . میگی عاشقشی ... دعوتش میکنی خونتون و ... بهش پیشنهاد سکس میدی . هه ... طفلکی دختره ... دوست داره . بهت اعتماد داره . شاید نخواد ... ولی قبول میکنه . حالا به خواستت رسیدی ... دیگه لازمش نداری . سعی میکنی بپیچونیش . حالا هم ولش کردی ... درسته که تو اولین نفری نیستی که اونو میکشه ... ولی شاید آخرین نفر باشی ... مرد باش ... هیچوقت بخاطر این غریزه لعنتی ... به دروغ ابراز عشق نکن ... ***عشق مقدس تر از این حرفاست***
آدمای دور و برمو ببین... همشون میخندن... ولی من خنده هاشون رو باور ندارم... دل همشون پر از درد و ناراحتیه... ولی میخندن... نمیتونن با مشکلاتشون رو در رو بشن... نمیتونن درد دل کنن... میترسن کسی بخنده... هنوز نفهمیدن که درد و غم خنده دار نیست... خسته شدم از این همه تظاهر.........
میدونی؟..! از آدمایی که دو رو و پر از ادعای الکی هستن خوشم نمیاد. آخه کی مجبورت کرده بگی ما رفیقتیم...ها ؟.! بابا نمیتونی رفاقت کنی نکن... از رفاقت و مرام هم ، حــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرف نزن... تو که اخلاق منو میدونی... میدونی که از پنهون کردن مسائل واسه رفیق صمیمی واقعا بدم میاد... پس...، یا نگو تو رفیق صمیمی من هستی یا اگه گفتی ، چیزی رو از من پنهون نکن...خوش ندارم از زبون یکی دیگه بشنوم... وقتی آدم با کسی دست میده باید تا آخر باهاش بمونه... فهــــــــمــــــــــــــیــــــــــــــــدی؟!...... تــــــــــا آخــــــــــــــــــــــر.........
|
... این منم
...هیرسا
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالباسفند 1387شهریور 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 پیوندها
سروش(My tiresome routine) |